سيد صادق سجادى

103

تاريخ برمكيان ( فارسى )

حبس افكندند و هارون دربارهء او با يحيى برمكى رأى زد تا تدبيرى بينديشد ، يحيى چندان كوشيد تا هارون را راضى كرد كه صلهء رحم به جاى آورده غل و زنجير از پاى امام بردارد . يحيى خود مأمور اين كار شد و به زندان رفت . امام به وى گفت « از عمر من هفته‌اى بيش باقى نيست . غروب جمعه بدينجا آى و با يارانم بر پيكر من نماز بگزار . آنگاه يحيى را گفت كه هارون با شما دل بد كرده و تو و فرزندانت را فرو خواهد گرفت . . . « 1 » » بنابر همين روايات است كه بعضى از نويسندگان معاصر نيز برمكيان را شيعه دانسته و خالد بن برمك را هواخواه خلافت علويان شمرده و آورده‌اند كه ايشان پس از پيروزى عباسيان به ناچار عقيدهء خويش را مخفى مىكردند ولى تا آنجا كه مىتوانستند علويان را يارى مىرساندند . بزرگان شيعه نيز نزد جعفر بن يحيى گرد مىآمدند و از كردارهاى هارون سخن مىگفتند و جعفر بيمناك بود كه مبادا اين اخبار به گوش هارون برسد « 2 » . جعفر كه خود اديب و سخن‌شناس برجسته‌اى بود ، در يكى از همين مجالس ، كلام امام على ( ع ) را مثل اعلاى بلاغت و سخنورى دانسته بود « 3 » . دربارهء خالد بن برمك هم ابن ازرق آورده كه وى به تشيّع معروف و منسوب بود . چه وقتى نام داعيان و نقيبان شيعى قيام و دعوت ضد اموى را ، كه به انقراض امويان انجاميد ، از فهرست « كتّاب الدعوة » حذف مىكردند ، نام خالد را نيز به همين بهانه بينداختند « 4 » . دوستى برمكيان با ياران خاص امامان ، چون هشام بن الحكم كه يكى از اركان مجالس علمى برمكيان بود ، و جابر بن حيان از اصحاب امام صادق ( ع ) نيز حاكى از همين گرايش و علاقه است « 5 » ، كه هارون سرانجام آن را دريافت و در دل نگاه داشت تا وقتى يحيى برمكى به حبس افتاد و هارون علاقه او به علويان را به عنوان يكى از اتهامات ايشان مطرح كرد « 6 » . 3 - برمكيان : ايرانىگرايى و شعوبىگرايى اين جنبه از حيات اجتماعى و سياسى برمكيان از چند ديدگاه قابل بررسى است . نخست ديدگاه دسته‌اى از مسلمانان تند اعتقاد و عرب‌گرايى كه برمكيان را موالى

--> ( 1 ) . مجلسى ، بحار ، 11 / 301 - 302 . ( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن ، 4 / 151 - 152 . ( 3 ) . ابو على مسكويه ، الحكمة الخالده ، ص 112 . ( 4 ) . ابن ازرق ، شذرات . . . ، ص 23 . ( 5 ) . ابن النديم ، 223 ، 420 . ( 6 ) . جهشيارى ، ص 243 .